من + خودم - 12 اردیبهشت ساعت 5:38
به قول یکی از دوستام به محض بیدار شدن از خواب میشه متوجه شد که امروز روز خوب توئه یا روز بد
امروز قصد داشتم بیشتر از روزهای گذشته بخوابم و چون تا ساعت 1:30 کاری نداشتم فرصت خوبی برای خوابیدن برام فرهام شده بود . اما خیلی زودتر از موعد از خواب با صدای شیون و گریه و زاری از خواب بیدار شدم اول یادم نبود که علت این اتفاق چیه اما بعد یادم اومد که تشییع جنازه همسایمونه که 2 3 روزی میشه فوت شده از اونجا که قبلا مشابه این اوضاع رو تجربه کرده بودم تونستم متوجه اوضاع موجود بشم و به قول امروزی ها درکشون کنم
امروز شرایطی وجود داره که مجبورم تا آخر شب تنها باشم برای همین تصمیم گرفتم به چند تا از دوستام که طی چند هفته قرار بود باهاشون بیرون برم و شرایطش پیش نیومده بود تماس بگیرم و خودم پیش قدم بشم اما این بار اونا بودن که کار داشتند و هیچ کدومشون جور نشدبرای همین فکر کنم روز تک نفره ای رو پیش رو دارم
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 17:38 توسط who من ?
|