بعد مدت ها
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:4 توسط who من ?
|
که بهشون دلخوش کرده
ازش گل بخرن
با مرزی به اسم شیشه ی بالا برده شده ی سمت راننده که نمیزاره حتی صداش شنیده شه
مابقی فقط خیس می شوند.
باب مارلی
توهم تقوا ورندارید
خواسته توست
چیز دیگری می خواهی ؟
تغییر کن
امین منصوری
دست من در جیبم نبود
نقطه
نخودچی های ته آجیل بود !
وقتی چیز دیگه ای نبود ، میومدن سراغش
اینو برای خودِ خودِ خودم نوشتم !
از طرف یکی غیر من به مخاطب خودش !
نقش من : یه شنونده ناخودآگاه
روح و روان آدم ها از هر حقیقتی عزیزتره
چتری برای دو نفر - رضا کیانیان